سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

زبانحال حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها با سر مطهر پدر

شاعر : محمد سهرابی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
قالب شعر : غزل

فارغ از خود کی کند ساز پریـشانی مرا            بس بود جمعـیتم کز خویش می‌دانی مرا

در بساط وصل، چشم و لب ندارند اختلاف            گـر بـگـریـانی دلـم را یا بـخـنـدانی مـرا


خیزران از حرمتم برخاست اما بد نشست            کاش ای بابا نـمی‌بـردی به مهـمانی مرا

چند شب بی‌بوسه خوابیدم دهانم تلـخ شد            نیستی دخـتر مـرنج از من نمی‌دانی مرا

دخـتــران شـام مـی‌گـردنـد هـمـراه پــدر            کاش می‌شد تا تو هم با خود بگردانی مرا

دخترت نازک‌تر از گل هیچ گه نشنیده بود            گوش من چون چشم شد اسباب حیرانی مرا

تخت و بختی داشتم از سلطنت در ملک خویش            کاش می‌شد باز بر زانـوت بنـشانی مرا

انتظاری مانـده روی گـونه‌ای پـژمرده‌ام            می‌توان برداشت با بوسی به آسانی مرا

شبنم صبحم، خیالم، خاطـرم، شوقم، دلم            ارتباطی نیست هرگز با گران‌جانی مرا

چشم تو هستم، ز غیر من بیا بگـذر پدر            چـشم‌پـوشی کن کـفـن باید بپـوشانی مرا

نقد و بررسی